
میلاد حضرت علی علیه السلام بر شیعیان جهان مبارک باد
و علم او دریایی بینهایت و سینهاش پر از سخن و لبانش تلألؤ نور و به این مردمانِ کر و کور و گنگ بانگ میزد:
سلونی قبل ان تفقدونی
بپرسید از من پیش از آنکه مرا نیابید.
و پیش از او هیچکس سلونی نگفته بود
و بعد از او به شهادت تاریخ هر کس پا از گلیم فهم خویش فراتر نهاد و سلونی گفت مفتضح روزگار گردید.
و زمین پر از قصه است و زمانه پر از غصهها و اندوههای جانکاه علی علیهالسلام.
و علی (علیهالسلام) سر به نخلستانها میگذاشت و دل درمند خویش را بدنبال میکشید و زیر لب زمزمه میکرد:
«به خدا شکایت میبرم از مردمی که در نادانی زندگی میکنند و گمراه میمیرند.»
و شبها امیرالمؤمنین بود و مناجاتهای عاشقانهاش و کمیل در کنار او درسِ عاشقی میآموخت:
اَلهی وَ رَبّی مَنْ لی غَیْرکُ
(ای خدای من و ای رب من جز تو، من که را دارم؟)
«ای نور دلهای وحشتزده در ظلمات فراق
ای دانای علم ازل تا ابد بیآموختن
درود فرست بر محمد و آل محمد و با من آن کن که لایق حضرت توست.
و محبت علی علیهالسلام داروی دردمندان
و ذکر نامش توان زانوان خسته و مرهمِ جانهای سوخته
و عشق او نورانیت قلبها و روشنایی دیدگان.
و سینه از عشق او بیتاب و طور سینه جایگاه محبت او.
و نامش قلم را بیتاب میکند و از نوشتن میماند که کلمات حقیرتر از آنند که بتوانند از عهده وصف او برآیند.
و شراب محبت او در جام کوچک کلام نمیگنجد اما دل شیعه سرمست و سرشار از شراب محبت او.
و ققنوس دیده به لطف دوست دوخته است تا دست مرگ پرده غیرت برود و حجاب از دیده فرو گیرد و جمال دلارای او را ببیند و سر بر خاک قدومش گذارد و خاک رهش را توتیای چشم سازد که خانه قبر اگر او منت نهد و رخ بنماید غرفهای میشود از غرفههای بهشت که جنت از شوق قدوم او بال میکشد و سبز میشود.
و کائنات همه سر بر مهر او نهاده و زمین به مهر او میگردد و آسمان به عشق او میبارد.
ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام آفرینش را مست و شیدا و چه میگویم که هستی به محبت او از دیار عدم سر بر کشید و جام ولایت او نوشید و مستانه در مدار عشق او میچرخد.
و عشق او اکسیر حیات، و نامش دم مسیحایی است که زندگی جاودان میبخشد.
علی علیهالسلام يد بیضای الهی است.
و اگر غدیر نبود دین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تا قیامت ناتمام که الیوم اکملت لکم دینکم.
و اگر علی علیهالسلام نبود دل هیچ غنچهای شوق شکفتن نداشت. و خورشید سرد و بیفروغ و زمین ظلمتکدهای بود سرد و بینور. و دل آسمان تا بیانتها سرد و تاریک، که هیچ فرشتهای نبود تا بال به کبریا بگشاید و تسبیح و تقدیس پروردگار گوید و چه میگویم که اگر علی علیهالسلام نبود دل آفرینش سرد و تهی و جهان یکسره در دیار عدم سر به بالش نیستی نهاده و هیچ موجودی سر از دیار عدم برنمیکشید و اگر علی علیهالسلام نبود خداوند همچنان ناشناخته و تنها.
و عشق جوهره ی هستی و اکسیر حیات و خداوند او را از عشق خویش آفرید.
و نه قبل از خلقت آدم که قبل از خلقت هر موجودی
و فرشتگان به طفیل او آفریده شدند و زمین و آسمانهای هفتگانه و عرش الهی و هر چه که در آنهاست، همه و همه، به طفیل او از دیار عدم سر بر کشیدند و خیمه در صحرای هستی زدند.
و انبیاء جز بر ولایت او کلامی نگفتند و آیتی نخواندند.
و کشتی نوح جز با نام مقدس پنج تن از جای خویش حرکت نکرد.
و اگر مریم (سلام الله علیها) بر ولایت او نبود خداوند از روح خویش در او نمیدمید.
و عیسی علیهالسلام اگر در گهواره سخن گفت جز با ولایت او نبود.
و ابراهیم علیهالسلام با نام او مرغان را از فراز کوهها ندا داد و آنها به ندایش لبیک گفته و اجزاء درهم آمیخته شده آنان جز با نام مقدس او تکمیل نیافت و جان نگرفت.
و موسی علیهالسلام با نام و ولایت او سحر ساحران را درهم کوبید و نیل را از هم شکافت.
و صالح علیهالسلام با نام و ولایت او ناقهاش را که آیت پروردگار بود از دل کوه خارج ساخت. و کوه اگر بر ولایت او نبود چگونه ناقه از دلش زاده میشد.
و جبرئیل علیهالسلام اگر بر ولایت او نبود با چه نیرویی و چگونه میتوانست امین وحی الهی باشد و همدم و همنشین رسولان او.
و یونس علیهالسلام اگر نام علی علیهالسلام را نمیبرد هنوز در شکم ماهی محبوس و جهان و جهانیان از او بیخبر.
و در دل یوسف علیهالسلام اگر محبت و ولایت علی علیهالسلام نبود هنوز در قعر چاه بود و مصر و مصریان از دیدن ماه رویش در حجاب
دل زمین و آسمان پر از محبت اوست و کائنات جز بر مدار عشق او نمیچرخد
و ما مسافریم و بیتاب
و سفر نور میخواهد و ذکر نام علی علیهالسلام خورشید دلها
و شراب طهور کلماتش در خمخانه نهج البلاغه
و جام سخن در دستان يدالهی اوست و مینوشاند به هر تشنهکام و عطشناکی که خواهان نوشیدن باشد
و سکر کلمات قدسیاش جانها را به مستی مینشاند، و سفره او پر است از مائدههای آسمانی که بر آسمان دلهایمان بیهیچ دریغی فرو میبارند
#حزین_زهرا_خوش_نظر

عشق در عالم نمی گنجد خداست