


دانلود کتاب روایت عشق
حزین ( زهرا ) خوش نظر
چه زیباست روایت عشق از لسان دیگران.
چه دل انگیز است شنیدن و خواندن فضائل مولا علی بن ابیطالب علیه السلام از زبان اندیشمندان، دانشمندان، شاعران و نویسندگان غیر مسلمان و علمای اهل تسنن.
کسی که حتی دشمنانش هم نتوانسته اند چشم بر فضیلت ها و مناقب و عدالت خواهی و دادگستری و عشق ورزی اش به محرومان، و یتیم نوازی، و شجاعت، و حلم، و عبادت و بندگی در برابر خالق یکتا، و دیگر محسنات او که از شمار بیرون است بربندند.


میلاد حضرت علی علیه السلام بر شیعیان جهان مبارک باد
و علم او دریایی بینهایت و سینهاش پر از سخن و لبانش تلألؤ نور و به این مردمانِ کر و کور و گنگ بانگ میزد:
سلونی قبل ان تفقدونی
بپرسید از من پیش از آنکه مرا نیابید.
و پیش از او هیچکس سلونی نگفته بود
و بعد از او به شهادت تاریخ هر کس پا از گلیم فهم خویش فراتر نهاد و سلونی گفت مفتضح روزگار گردید.
و زمین پر از قصه است و زمانه پر از غصهها و اندوههای جانکاه علی علیهالسلام.
و علی (علیهالسلام) سر به نخلستانها میگذاشت و دل درمند خویش را بدنبال میکشید و زیر لب زمزمه میکرد:
«به خدا شکایت میبرم از مردمی که در نادانی زندگی میکنند و گمراه میمیرند.»
و شبها امیرالمؤمنین بود و مناجاتهای عاشقانهاش و کمیل در کنار او درسِ عاشقی میآموخت:
اَلهی وَ رَبّی مَنْ لی غَیْرکُ
(ای خدای من و ای رب من جز تو، من که را دارم؟)
«ای نور دلهای وحشتزده در ظلمات فراق
ای دانای علم ازل تا ابد بیآموختن
درود فرست بر محمد و آل محمد و با من آن کن که لایق حضرت توست.
و محبت علی علیهالسلام داروی دردمندان
و ذکر نامش توان زانوان خسته و مرهمِ جانهای سوخته
و عشق او نورانیت قلبها و روشنایی دیدگان.
و سینه از عشق او بیتاب و طور سینه جایگاه محبت او.
و نامش قلم را بیتاب میکند و از نوشتن میماند که کلمات حقیرتر از آنند که بتوانند از عهده وصف او برآیند.
و شراب محبت او در جام کوچک کلام نمیگنجد اما دل شیعه سرمست و سرشار از شراب محبت او.
و ققنوس دیده به لطف دوست دوخته است تا دست مرگ پرده غیرت برود و حجاب از دیده فرو گیرد و جمال دلارای او را ببیند و سر بر خاک قدومش گذارد و خاک رهش را توتیای چشم سازد که خانه قبر اگر او منت نهد و رخ بنماید غرفهای میشود از غرفههای بهشت که جنت از شوق قدوم او بال میکشد و سبز میشود.
و کائنات همه سر بر مهر او نهاده و زمین به مهر او میگردد و آسمان به عشق او میبارد.
ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام آفرینش را مست و شیدا و چه میگویم که هستی به محبت او از دیار عدم سر بر کشید و جام ولایت او نوشید و مستانه در مدار عشق او میچرخد.
و عشق او اکسیر حیات، و نامش دم مسیحایی است که زندگی جاودان میبخشد.
علی علیهالسلام يد بیضای الهی است.
و اگر غدیر نبود دین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تا قیامت ناتمام که الیوم اکملت لکم دینکم.
و اگر علی علیهالسلام نبود دل هیچ غنچهای شوق شکفتن نداشت. و خورشید سرد و بیفروغ و زمین ظلمتکدهای بود سرد و بینور. و دل آسمان تا بیانتها سرد و تاریک، که هیچ فرشتهای نبود تا بال به کبریا بگشاید و تسبیح و تقدیس پروردگار گوید و چه میگویم که اگر علی علیهالسلام نبود دل آفرینش سرد و تهی و جهان یکسره در دیار عدم سر به بالش نیستی نهاده و هیچ موجودی سر از دیار عدم برنمیکشید و اگر علی علیهالسلام نبود خداوند همچنان ناشناخته و تنها.
و عشق جوهره ی هستی و اکسیر حیات و خداوند او را از عشق خویش آفرید.
و نه قبل از خلقت آدم که قبل از خلقت هر موجودی
و فرشتگان به طفیل او آفریده شدند و زمین و آسمانهای هفتگانه و عرش الهی و هر چه که در آنهاست، همه و همه، به طفیل او از دیار عدم سر بر کشیدند و خیمه در صحرای هستی زدند.
و انبیاء جز بر ولایت او کلامی نگفتند و آیتی نخواندند.
و کشتی نوح جز با نام مقدس پنج تن از جای خویش حرکت نکرد.
و اگر مریم (سلام الله علیها) بر ولایت او نبود خداوند از روح خویش در او نمیدمید.
و عیسی علیهالسلام اگر در گهواره سخن گفت جز با ولایت او نبود.
و ابراهیم علیهالسلام با نام او مرغان را از فراز کوهها ندا داد و آنها به ندایش لبیک گفته و اجزاء درهم آمیخته شده آنان جز با نام مقدس او تکمیل نیافت و جان نگرفت.
و موسی علیهالسلام با نام و ولایت او سحر ساحران را درهم کوبید و نیل را از هم شکافت.
و صالح علیهالسلام با نام و ولایت او ناقهاش را که آیت پروردگار بود از دل کوه خارج ساخت. و کوه اگر بر ولایت او نبود چگونه ناقه از دلش زاده میشد.
و جبرئیل علیهالسلام اگر بر ولایت او نبود با چه نیرویی و چگونه میتوانست امین وحی الهی باشد و همدم و همنشین رسولان او.
و یونس علیهالسلام اگر نام علی علیهالسلام را نمیبرد هنوز در شکم ماهی محبوس و جهان و جهانیان از او بیخبر.
و در دل یوسف علیهالسلام اگر محبت و ولایت علی علیهالسلام نبود هنوز در قعر چاه بود و مصر و مصریان از دیدن ماه رویش در حجاب
دل زمین و آسمان پر از محبت اوست و کائنات جز بر مدار عشق او نمیچرخد
و ما مسافریم و بیتاب
و سفر نور میخواهد و ذکر نام علی علیهالسلام خورشید دلها
و شراب طهور کلماتش در خمخانه نهج البلاغه
و جام سخن در دستان يدالهی اوست و مینوشاند به هر تشنهکام و عطشناکی که خواهان نوشیدن باشد
و سکر کلمات قدسیاش جانها را به مستی مینشاند، و سفره او پر است از مائدههای آسمانی که بر آسمان دلهایمان بیهیچ دریغی فرو میبارند
#حزین_زهرا_خوش_نظر

دانلود کتاب
سلام بر حضرت عشق جوادالائمه علیه السلام
حزین ( زهرا ) خوش نظر
ققنوس دلم دوباره به مدینه پر کشیده است.
و کودکی را یافته ام که علم و حکمت وام دار یک نگاه اوست.
هم او که بخشندگی و وجود، از او معنا گرفته است.
او که جواد الائمه لقب یافته است.
فرزند مطهر امام رضا علیهالسلام.
و او به تفسیر عشق مینشیند، ........

دانلود کتاب
سلام بر حضرت باران
حزین ( زهرا ) خوش نظر
و چه بگویم از مدینه، ازمهد نور،
که باز در کوچههای مدینه پیچ و تاب میخورم.
که آفتاب از شرق طلوع میکند و شرق شیر نور مینوشد.
و من که مسافر تنهای جادههای سبز زمان بودم می دیدم که مهد زمین ،
گهواره ی فرزند مطهر جواد الائمه علیهالسلام را ، در آغوش سبز خویش،
غرق گلهای معطر یاس ، به خاکیان و خاکنشینان نشان میداد.
کوکب نور و هدایت به زمین هبوط کرده بود.
و خورشید به جانهای خسته میتابید،
و دلها و دیدگان در انوار مقدس و نورانیاش ،غرق در نور و شعله.
امام هادی علیهالسلام، کودکی نه ساله، با لوای هدایت بشری بر دوشهای استوارش،
بر در و دیوار زمانه نقش عشق میکشید......
نگاهی کوتاه به زندگی امام هادی علیه السلام
آشنایی با زیارت جامعه
و زیارت غدیریه
میراث گرانبهای امام هادی علیه السلام،
برای تمام مردم جهان در همه عصرها، و همه نسل ها
به ویژه مسلمانان و جهان تشیع.

دانلود کتاب
سلام بر حضرت باقرالعلوم شکافنده ی دانش ها
حزین (زهرا) خوش نظر
..... و کاروان هستی در موج نور به راه خویش ادامه می دهد.
و در گذر زمان زمین در زیر گام هایمان می چرخد،
و سوار بر مرکب سیاه و سپید زمان از عصرها می گذریم.
و نسل ها از پی هم می آیند و می روند
و همچون خضر نبی سرشار از آب جیات از ظلمت ها می گذریم.
و از نوری به نور دیگر پیوند می خوریم،
و زمان همچنان آبستن حوادث تلخ و شیرین.
و در گذر پر شتاب زمان، فرزند گرامی و مطهر امام سجاد علیه السلام،
باقرالعلوم، این شکافنده ی دانش ها را می بینیم،
که پس از پدرش، لوای هدایت بشری را بر دوش های استوار خویش گرفته است....


گلزار هستی
آخر این گلزار هستی باغبانی داشته
آخر این مرغ چمن نغمه ز جایی داشته
بر خزان گر رنگ غم پاشیده نقاش فلک
این بهار مست هم صورت نگاری داشته
ابر رحمت گر ببارد بر زمین صد بار گفت
ابر هم در آسمان عشق نگاری داشته
بر چمن دست فلک صد عطر و رنگ گل نهاد
گل ز گلخانه بگوید این چمن هم باغبانی داشته
بلبلی سرمست از جام و سبوی لاله گفت
لاله زار باغ جنت خونبهائی داشته
خوش نظر سرمست از جام می و عطر حضور
چشم سوی آسمان بر لب دعائی داشته
حزین (زهرا) خوش نظر
