

کاش زمین قصه میگفت
کاش زمین شعر میسرود
اگر زمین قصه میگفت
قصه ی خون حسین
قصه ی نخلهای سوخته در امتداد رود .............
و دلهای سودازده مان را بدنبال خویش به صحرای خون و جنون میکشانیم،
و در میان چکاوک شمشیرها و باران نیزهها از میان خیمهها میگذریم.
این کتاب حاوی زیارت عاشورا، متن و ترجمه می باشد.
و 46 حدیث تصویری از امام حسین علیه السلام تقدیم به عاشقان و دلدادگان اهل البیت ( ع ) شده است.
به قلم حزین ( زهرا ) خوش نظر

پرودگارا، به امر تو می گویم:
خداوندا دوست بدار هر کس علی را دوست بدارد
و دشمن بدار هر کس علی را دشمن بدارد،
و یاری کن هر کس علی را یاری کند
و خوار کن هر کس علی را خوار کند .....
و در فرمان غدیر
اَلْیَوم اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینکُم
بر صحیفه ی نبوت محمدی، مُهر و امضای ولایت علوی زده شد
که این هر دو از هم جدا نبودند که در غدیر به هم پیوسته باشند.
خمخانه ی غدیر علوی شراباً طهورایی بود که به فرمان الهی در کام تشنه ی عاشقان کوثر ولایت ریخته شد
و تا ابد جانهای مشتاق آنان را مست خم غدیر نمود .....
حزین ( زهرا ) خوش نظر


و ما مسافریم و بیتاب
و باز او بود و سفر و طی طریق.
و اسماعیل همسفرش که هر دو به یک مقصد بودند و راه دلهایشان با هم یکی و همگام ابراهیم (علیهالسلام)
و باز او بود و بیابانهای عرفات و سرزمین رازآمیز منی.
آمده بود در جستجوی تو، به عشق تو و دیدار میطلبید.
و ابراهیم (علیهالسلام) بود و پارة جگرش و دلی که در گرو عشقی بزرگ نهاده بود و نجواهای دردمندانه و عاشقانهاش.
خوابی آشفتهاش ساخته بود و اینک دل خویش را به قربانگاه میبرد.
يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَىٰ فِي ﭐلْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُکَ
(ای پسرک من در خواب دیدم که ترا میکشم.)
و اسماعیل که چون نهالی نورس در پیش چشمان پدر میخرامید و گام به گام پدر مهاجر الی الله بود پاسخ داد:
قَالَ يَا أَبَتِ ﭐفْعَلْ مَا تُؤْمَر
(گفت ای پدر آنچه مأموری انجام بده.)
و با حالتی تسلیم و آرام رو به پدر کرد و گفت:
سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ ﭐللَّهُ مِنَ ﭐلصَّابِرِين
(انشاءالله مرا از بندگان صابر و شکیبا خواهی یافت.)
و ابراهیم (علیهالسلام) کارد را نه بر گلوی فرزند جوانش که بر قلب خویش فرو میبرد و در قربانگاه عشق دل و جانش را به مسلخ میکشید و مگر نه اینکه در راه رضای دوست از هر چه غیر اوست باید خالی شوی و حرم دل حریم مقدس اوست و ملکوت کبریایی دل توست که خود فرمود:
من در آسمانها و زمین نمیگُنجم اما دل مؤمن جایگاه من است.
وَتَلَّهُ لِلْجَبِين
(و افکند او را بر پیشانی)
و پیشانی بر خاک و دل در تمنای دیدارت.
و ناگهان:
(و بر او «گوسفندی فرستاده» و ذبح بزرگی فدا ساختیم.)
و او این چنین از قربانگاه به خانة دوست بازگشت.
اِنّا کَذَ ٰلِکَ نَجْزِي ﭐلْمُحْسِنِين
(ما این چنین نیکوکاران را پاداش میدهیم.)
#ققنوس
#حزین_زهرا_خوش_نظر
