از دیر بازی آن لبان را دوختند
آتشی بر پیکرش افروختند
خار در چشمش نشسته یار من
استخوان اندر گلو مولای من
زخم من زخم تمام تیر هاست
مرهم زخمم همه شمشیر هاست
ای سکوت زخم ها فریاد ها
بشکنید ای بغض ها ای ناله ها
سینه ام زخم همه تاریخ ها
تا ابد ریش است زخم میخ ها
من چه دل نازک شدم باید برم
تا مدینه پا برهنه می دوم
ای مدینه زخم تو آتش گرفت
شعله اش بر دامن زهرا (س)گرفت
میخ ، در پهلوی زهرا (س)چون نشست
پهلوی ام ابی هارا شکست
وای من ، ای وای من، ای وای من
ناله و فریاد زد زهرای(س) من
عالم امکان در آتش شعله ور
آسمان و این زمین شد در به در
حیدر کرار هستی یا علی(ع)
ذوالفقارت در غلافست ای علی(ع)
یا علی(ع) فریاد کن فریاد کن
قلب زهرا (س) را کمی دلشاد کن
میخ در پهلوی زهرا (س) را شکست
حرمت ام ابی هارا شکست
یعنی ای امت محمد(ص) را شکست
پس چرا باید در این غوغا نشست
می زنم فریاد تا مرهم شوم
دل بر آتش می زنم تا وا شوم
کاشکی میخی در آن ، در می نبود
آتشی در شهر پیغمبر (ص)نبود
جبرئیل ، ای جبرئیل ، ای جبرئیل
شعله های آتش این در ببین
خانه عشق خدا آتش گرفت
شعله بر دامان پیغمبر (ص)گرفت
تیر در چشم علی(ع) منزل گرفت
زخم صد شمشیر در عالم گرفت
لب فرو بسته ولی فریاد داشت
در دل مولا هزاران شعله داشت
آتش آن خانه عالم را بسوخت
تا ابد هستی امکان را بسوخت
یا علی(ع) فریاد کن ، فریاد کن
یک کمی شعر حزینم شاد کن