عاشورا
کاش زمین قصه می گفت
کاش زمین شعر می سرود
اگر زمین قصه می گفت
قصه خون حسین
قصه نخل های سوخته در امتداد رود
قصه نخل های عطشناک و تشنه کام
و خون حسین
جاری در رگ زمان
در بستر زمین
و کربلا
یک دشت سوخته
پر از جام های شکسته لاله
و خورشید بر سر نیزه
و آیات متبرک نور برلبانش
و زینب
تفسیر آیه نور
و قامت خمیده یاس
سوگوار نور
بانوی آب ها و آینه ها
و گهواره زمین
بستر خونین کودک شش ماهه حسین
و خون از گلوی عشق
به آسمان فواره می زند
و لیلا
بیتاب و بی قرار
بر قامت دلارای سرو خویش
بر قامت پسر چشم دوخته است
و ابوالفضل
باب الحوائج ، حامل اللوا ، قمر العشیرة ،
سردار فاتح میدان عشق
در کار مشک و دندان و تیر و نیزه ها
و دست علمدار کربلا
در کار بیعت سرخ عشق
و فرات
شرمسارو خجل
تشنه دیدار لاله ها
و زینب
در کنار خیمه ها
با قامتی دلکش و رسا
و محزون تر از دیده شفق
به لاله های پر پر و بی سر
به خون شقایق
که دشت را گلگون کرده است
به کودکان آیه تطهیر
به ذوالجناح
به گهواره خالی عشق
به خیمه های فرو فتاده شهیدان فاتح
به رقص شمشیر ها و باران نیزه ها
به نرگس مست رقیه
که به شبنم نشسته است
به آسمان ، به عشق ، نیایش
به عطش ، به ناله ها ، به ستایش
به قلب خویش
به گودال قتلگاه
به خورشید که بر سر نیزه نشسته است
به آیه های فرو فتاده ز قرآن
به والشمس و الضحی
به شق القمر
به کاف ، ها ، یا ، عین ، صاد ( کهیعص)
به ایتها النفس المطمئنه
به ارجعی الی ربک
به راضیة مرضیه
به فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی
به سوره نور
به نور علی نور
به سوره والقدر
به تنزل الملائکه و الروح
به والعادیات
به القارعه
به والعصر
به کوثر
به توحید و اخلاص
به یقتلون فی سبیل الله
به لا تحسبن الذین
به یستبشرون
به اجر عظیم
به یوسف به چاه
به یونس به حوت
به موسی ، به عیسی ، به نوح
به طاها به یاسین به هود
به فرقان به سجده به نجم
به عمران به فاطر به فجر
به والشمس و والیل و الذاریات
به والتین، قلم ، عادیات
به والسابقون
به قد افلح المومنون
به ملک و مدثر ، به صف
به توبه ، مزمل ، به کهف
به طارق ، بروج و علق
به تکویرو ماعون، فلق
به انسان به مومن به ناس
به فاطر به اسری به یاس
به اعلی به یونس به الانشقاق
به رحمان، محمد، به الانفطار
به آیات کبری
به قرآن بی سر
به عین عطش ، صاد صبر
به سجاد و سجده ، به سوز عطش
به سوسن به لاله به روی بنفش
یه رخساره گل کبودی سیلی
به گلزار زهرا، رخ همچونیلی
به اشک بنفشه به ماتم به غم
رخ زعفرانی به درد و الم
به مشک و به تیر و به چشم قمر
به دستان گلگون جدا از بدن
به ماه و ستاره به خورشید و خون
به جانبازی گل رخ لاله گون
به شام غریبان
به اشک یتیمان
به گلهای پر پر به دشت بلا
به ماه شهیدان کرب وبلا
به لیلا به اصغر به تیغ بلا
به آتش به خنجر ، شه کربلا
به بارانی از آتش و خشم وخون
شده سینه اش موج دریای خون
و دریای خون موج زد بر شفق
وگلهای نیلی به جام فلق
سبو های مستان به جام بلا
و خمخانه عشق در کربلا
السلام علیک یا ابا عبد الله
و زینب سلام الله علیها جامه صبر در بر خویش و پژواک نور و موج صدایش در دل تاریخ می پیچد که :
ما رایت الا جمیلا
من چیزی جز زیبایی ندیدم.
و شهیدان عاشورا ، و عاشورائیان شهید ،بر بلند ترین نقطه کمال انسانی خویش ،نظاره گر چگونه زیستنمان ، و چگونه بودنمان.
حزین ( زهرا ) خوش نظر
